مهتاب

به نام خاتم کار بال پروانه ها

مي نويسم نه فقط براي خود بلکه ديگران هم بخوانند و بدانند. آنکه در وبلاگ گويد براي خود مي نويسد پس چه نيازي به اين همه دردسر، کاغذي بردارد و جوهري بيافشاند و در صندوقچه اسرارش پنهان کند.

مي نويسم ....

از ماه مي نويسم که فروغش از خورشيد است وگرنه سنگي است گرد و متروک ، نه جان دارد و نه جانداري ميهمانش.حاصل وجودش جزر و مد است و سال و ماهش.

ولي مهتاب را دوست دارم تا روشنگر جاده محبت باشد، تا خرامان خرامان لحظه هايم را بر تلولو سفيدش حکاکي کنم، تا خاطراتم را در گرماي تموز با رقص گندمها بنوازم.

مهتاب بر صندلي فلک دست به چانه نشسته، خيره به تنهايي ام اشک الماس ميريزد. امشب ميهمان اويم تا جرعه اي عشق بنوشم، ستاره ها از خجالت در پستو زمزمه مي کنند : تا که مهتاب هست سر به تعظيم کنيم در نبودش چشم چراني کنيم.....

 

بدون شرح

تست هوش

 

بايد پس از خواندن سئوال در عرض فقط ۵ ثانيه به آن جواب درست را بدهيد در پايان تعداد پاسخهاي درست شما ضرب در ۱۰ ميشود و ميزان آي کيو شما را نشان ميدهد.

(آساني سوالات شما را گول نزند !!!)

ادامه نوشته

بي رياترين بيان عشق به همسر در مقابل ببر وحشي

نهايت عشق !
يک روز آموزگار از دانش آموزاني که در کلاس بودند پرسيد آيا مي توانيد راهي غير تکراري براي ابراز عشق ، بيان کنيد؟
برخي از دانش آموزان گفتند با بخشيدن عشقشان را معنا مي کنند. برخي «دادن گل و هديه» و «حرف هاي دلنشين» را راه بيان عشق عنوان کردند. شماري ديگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختي» را راه بيان عشق مي دانند.
در آن بين ، پسري برخاست و پيش از اين که شيوه دلخواه خود را براي ابراز عشق بيان کند،
داستان کوتاهي تعريف کرد:

ادامه نوشته