امتحان

به من ميگفت: انقدر دوستت دارم كه اگر بگويي بميرميميرم...

باورم نمي شد... فقط براي يك امتحان ساده به او گفتم بمير...!

سالهاست در تنهايي پژمرده ام...  كاش امتحانش نمي كردم

دل بارونی

 

دل باروني:

يک دل باروني هست توي اين دنيايي که حسرت بارش عشق رو داره،

دلي که هر لحظه تپش عشقبازي رو به نسيم درياي غم سپرده،

دلي که حس تنهايي رو به تنها نميده ،

دلي که خون رگها رو سرختر کرده ،

دلي که اگه احساسش رو ننويسه ،جريمه ميشه:

دوستت دارم را بخوان و 100 بار از رويش بنويس ،

وگرنه به اتهام  بدخطي فلک خواهي شد،

دلي که از بارون خيس نيست ولي چشم تو رو با شبنم آشتي ميده،

دلي که دل دل ميکنه دلدار رو بي دل کنه،

دلي که هرچقدر بباره از ابر عشق چيزي کم نميشه،

دلي که فقط ميبخشه و بلد نيست با کينه قدمي برداره،

دلي که يارنداره ............................

اي دل باروني : هيچوقت طوفاني نباش ، رنگين کمان تو از پس نور عشق پيداست

توفکر یک سقفم

درسی از سقراط

روزي سقراط ، حکيم معروف يوناني، مردي را ديد که خيلي ناراحت و متاثراست. علت ناراحتيش را پرسيد ،پاسخ داد:"در راه که مي آمدم يکي از  آشنايان را ديدم.سلام کردم جواب نداد و با بي اعتنايي و خودخواهي گذ شت  و رفت و من از اين طرز رفتار او خيلي رنجيدم."

ادامه نوشته

تهدیدها و فرصتها

پيرمردي تنها در مينه سوتا زندگي مي کرد.او مي خواست مزرعه سيب زميني اش را شخم بزند؛ اما اين کار خيلي سختي بود.تنها پسرش که مي توانست به او کمک کند در زندان بود.